شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز عید است به من ده می نابی چو گلابکه ازان جام شود تازه ام این جان خراب
۲
جان من از هوس آن، به لب آمد اکنونبه لب آرم قدح و جان نهم اندر شکراب
۳
روزه داری که گشادی ز لبش نکهت مشکاین زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب
۴
آنکه خیزان و فتان بود به مسجد زین پیشهست در میکده خیزان و فتان مست و خراب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth