خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاد چون از صبح روشن آفتابساقی خورشید رو در ده شراب
۲
لعل ندهی آن عرق در ده که چونگل برآرد هم گل ست و هم گلاب
۳
خرم آن کو غرق می باشد مدامچون خیال دوست در می های ناب
۴
عاشقی با پارسایی هم خوش استهمچنان کافتاد میان باده آب
صفحهٔ ۱ از ۳