شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاباز من تاریک روز، طلعت روشن متاب
۲
چشمه خورشید را آب نباشد دگرچون تو ز تف هوا خوی کنی، ای آفتاب
۳
زلف تو کژ پیچ پیچ، هر سر موی کژتکژ بنشیند، ولیک راست نگوید جواب
۴
بسته زلف تو گشت روی دل من سیاهگور من آباد کرد خانه چشمم خراب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth