خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا داغ تو بر جان یادگارستفدایش باد جان چون داغ یارست
۲
اگر جان می رود گو، رو، غمی نیستتو باقی مان که ما را با تو کارست
۳
به صف عاشقان میرم که گویندسگ همخوابه یاران غارست
۴
شدم بیخود، کرشمه کمترک کنکه من را باده و می مستکارست
صفحهٔ ۱ از ۳