خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا از روی خوبان، قبله پیش استمسلمانان، ندانم کاین چه کیش است
۲
بزن سنگ، ای ملامت گو، ز هر سوکه ما را چشمهای عقل پیش است
۳
نگنجد جان درون سینه عشقنگنجد غم که او هم زان خویش است
۴
به خون گرم دل پیوست با یاربس، ای گریه که می وصل سریش است
صفحهٔ ۱ از ۳