شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق تو بلای جان بسندستیک خنده ازان دهان بسندست
۲
یک گردش چشم تو به مستیفتنه به همان جهان بسندست
۳
بیهوده به صید می زنی تیرآن چاشنی کمان بسندست
۴
تیغ از پی کشتنم چه حاجت؟یک ناز بکن همان بسندست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth