شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را دل زار مستمند استو آویخته خم کمند است
۲
ای جان کسی، دل رهی رامی پرس که نیک دردمند است
۳
بدگوی که سرد گردد این دلکز آتش شوق بر گزند است
۴
تلخی نشنیدم از لبت هیچیا خود می تو هنوز قند است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth