شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیوانه شدم در آرزویتای چشم جهانیان به رویت
۲
جان تو که بد شده ست حالموان بد همه از رخ نکویت
۳
دی روی تو دیدم و نمردمشرمنده بمانده ام ز رویت
۴
بوی خوشم آید از تو در جیبگل داری یا همین است بویت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth