شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفتهر کسی با شاهد و می راه صحرا بر گرفت
۲
گرد ره بر چشم خود نرگس که دردش هم نکردخوبرویی را که پا بهر تماشا برگرفت
۳
سرو با خوبان خرامش کرد و نی می خواست، لیکپا نکردش پا اگر چه بیشتر پا برگرفت
۴
هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جامخوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth