خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفتاز نصیحت باز کی گردد دلی کان خو گرفت
۲
مشکل است آزاد بودن، دل که با دلبر نشستمردنست، از تن، جدایی دل که با جان خو گرفت
۳
عقل بیرون شد ز من، پرسیدمش کین چیست، گفتما که هوشیاریم با دیوانه نتوان خو گرفت
۴
من شبی چون کوه دارم زین دل کوتاه روزخرم آن ذره که با خورشید تابان خو گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳