خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر مژه از غمزه خون ریز تو ناوک زنی ستکاندرون هر جگر زان زخم ناوک روزنی ست
۲
چشمت آفت، غمزه فتنه، خط قیامت، رخ بلاستآشنایی با چینن خصمان نه حد چون منی ست
۳
جان که زارم می کشد از یاد چون تو دوستیجان من از تو چه پنهان آشکارا دشمنی ست
۴
چشم ار بی تو جهان بیند، بگیرش عیب، از انکخیره بی دیده آلوده تر دامنی ست
صفحهٔ ۱ از ۳