شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا خیال نقطه خالت سواد چشم ماستخاک پایت مردم چشم مرا چون تو توتیاست
۲
حاجت کحل الجواهر نیست آنکس را که نیستسرمه از گرد ره توسن که نور چشم ماست
۳
تا گل رخسار تو بشکفت در باغ وجودعشقبازان را چو بلبل کار با برگ و نواست
۴
تا به طاق ابرویت آورده ام روی نیازمی نپندازم نمازم اندر این قبله رو است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth