خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ستجام پر گردان که مرگم در تهی پیمانگی ست
۲
من به رغبت جان دهم تا رحمت آری بر تنماین عنایت در میان دوستان بیگانگی ست
۳
زاهدا، تعویذ خود ضایع مکن بر من، از آنکعشق من ضایع نخواهد شد که دیو خانگی ست
۴
قصه های درد خوانم هر شبی با بخت خویشوین همه بیداری من، زین دراز افسانگی ست
صفحهٔ ۱ از ۳