خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبتگشت دل مدهوش و دل شیدای خوبان عاقبت
۲
هشت سر بر دوش من باری و باری می کشمتا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت
۳
رأی آن دارم که خونم را بریزند اهل حسنشد موافق رای من با رای خوبان عاقبت
۴
گر چه بی مهرند مهرویان به عشاق، ای رقیبجان عاشق می شود مأوای خوبان عاقبت
صفحهٔ ۱ از ۲