خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر استزین جهانش چه خبر کو به جهانی دگر است
۲
بس که از خون دلم لاله خونین بشکفتهر کجا می نگرم لاله ستانی دگر است
۳
ای طبیب، از سر بیمار قدم باز مگیرچاره ای ساز که بیمار زمانی دگر است
۴
عاقبت خواستی از من چو دل من، آن نیزدر سر کوی تو آن وصف و نشانی دگر است
صفحهٔ ۱ از ۲