خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شب هجر که از روز قیامت بتر استمردم دیده من غرقه به خون جگر است
۲
ساکن از آب شود آتش و یا از دیدهغرقه آییم و هنوز آتش ما تیزتر است
۳
به طراوت رخ تو رشک گل سیراب استبه تبسم دهنت غیرت تنگ شکر است
۴
ای صبا، گر گذری بر سر آن کو، برسانخبر ما بر آنکس که ز ما بی خبر است
صفحهٔ ۱ از ۳