شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بند جانم ز خم سلسله موی کسی ستزخم جانم ز کمان خانه ابروی کسی ست
۲
شب ز غم چون گذرانم من تنها ماندهای خوش آن کس که شبش تکیه به پهلوی کسی ست
۳
گریه امروز نمی ایستدم، کاندر خوابدیده ام شب که رخم گویی بر روی کسی ست
۴
از کجا آمدی، ای باد، که دیوانه شدمبوی گل نیست که می آید، این بوی کسی ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth