شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشته تیغ جفایت دل درویش من استخسته تیر بلایت جگر ریش من است
۲
نیک خواهی که کند منع ز عشق تو مرامنکری دان به حقیقت که بداندیش من است
۳
هر گروهی بگزیدند به عالم دینیعاشقی دین من و بی خبری کیش من است
۴
صبر دارم کم و شوق رخ او از حد بیشغیر ازین نیست دگر هر چه کم و بیش من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth