خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که راکن مکن هوش و خرد در کارستمشنو، از وی سخن عشق که او هشیارست
۲
ای که بر جان ننهی منت تیر خوبانپای ازین دایره گرد آر که ره پر خارست
۳
نامه گو باش سیه روی هم از رسواییدل کشیدن ز خط خوش پسران دشوارست
۴
ای مؤذن که مرا جانب مسجد خوانیکار خود کن که مرا با می و شاهد کارست
صفحهٔ ۱ از ۳