خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندتاثری ست جان شیرین، ز لبان همچو قندت
۲
به کدام سرو بینم که ز تو صبور باشمکه دراز ماند در دل هوس قد بلندت
۳
به خزان هجر مردم، چه کمت شود که ما رابه غلط گلی شکفتی ز دهان نوشخندت
۴
منم و هزار پیچش ز خیال زلف در دلبه کجا روم که جانم رهد از خم کمندت
صفحهٔ ۱ از ۳