شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اثری نماند باقی ز من اندر آرزویتچه کنم که سیر دیدن نتوان رخ نکویت
۲
همه روز گرد کویت همه شب بر آستانتغرضی جز این ندارم که نظر کنم به رویت
۳
پس از این به دیده خواهم به طواف کویت آمدکه بسود تا به زانو قدمم به جستجویت
۴
به وفا که درپذیرم که من از پی وفایتدل خون گرفته کردم خورش سگان کویت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth