خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چه سرو باغ را بالا خوش استبا قد رعنای تو ما را خوش است
۲
زهر عشقت کام عیشم تلخ کردهست تلخ این چاشنی، اما خوش است
۳
گر غمت غیری خورد، ناخوش شومخوردن غمها همین این جا خوش است
۴
چون تو نایی، چیست این جور رقیب؟خار می دانی که با خرما خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳