شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیستکیست که اندر سرش باد هوای تو نیست
۲
دل که ز جان خواسته ست بهر تو بیگانه واربا همه مردانگی مرد جفای تو نیست
۳
خشم کنی بی گناه، بر شکنی بی سببکوری بخت منست، ورنه خطای تو نیست
۴
بر در تو هر کسی خاص شد، الا که منهیچ کسان را مگر ره به سرای تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth