خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در چمن جان من سرو خرامان یکی ستنرگس رعناش دو، غنچه خندان یکی ست
۲
گفت به غمزه لبش، جان ده و بوسی ستانکاش دو صد جان بدی، وه که مرا جان یکی ست
۳
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشکابر درین واقعه با من گریان یکی ست
۴
طرف چمن می روی طعنه زنان سرو رابیش خجالت مده، راه جوانان یکی ست
صفحهٔ ۱ از ۲