خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۲۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دیده در جمال تو دیدن گرفته استخونابه ها ز چشم چکیدن گرفته است
۲
مهر و مه است در نظرم کم ز ذره ایتا خاک آب دیده کشیدن گرفته است
۳
چون کرده ایم نسبت گل با جمال اودل هم ز شوق جامه دریدن گرفته است
۴
کی پند واعظم بنشیند به گوش دلگوشم که خواری تو شنیدن گرفته است
صفحهٔ ۱ از ۲