شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از لعل آتشین تو دل کان آتش استزان لعل سوخته ست دل و جان آتش است
۲
بشکن بتان آزر ازان رو خلیل وارکان روی تو نه روی گلستان آتش است
۳
سرگشته عاشق از تو، بگو، گوی چون برددل اسپ روم و روی تو میدان آتش است
۴
دی تیر می گشادی و می سوختی مرابر تیر نی ز غمزه و پیکان آتش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth