خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آن حریف بر سر سودای دیگرستهر ساعتی به خون منش رای دیگرست
۲
دل برده رخ به پرده نهان می کند ز مناین وجه جز به مرده تقاضای دیگرست
۳
راضی نمی شود به دل و دیده هجر اواین دزد در تفحص کالای دیگرست
۴
پندم مده که نشونم، ای نیکخواه، ازآنکمن با توام، ولی دل و جان جای دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۳