خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم استما را چه سود، چون دل ما بسته غم است
۲
چون باد صبح کرد غم آباد کایناتبسیار جسته ایم، دلی شادمان کم است
۳
جز سیل غم نبارد ازین سقف نیلگونمسکین کسی که ساکن این سبز طارم است
۴
جز خون دل مدام نباشد شراب اوهر جا یکی فقیر در اطراف عالم است
صفحهٔ ۱ از ۳