شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس که گوش جهانی پر از فغان من استبه شهر بر سر هر کوی داستان من است
۲
ز بیدلی، اگرم جان رود، عجب نبودچو دل نمی دهدم آنکه دلستان من است
۳
دعای عمر کنندم، ولی قبول مبادمرا چو زنده نمی خواهد آنکه جان من است
۴
ز زخم چابک هجران دمی رسم به عدماگر نه پنجه امید در عنان من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth