خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ تو رشته زلف از برای آن آویختکه آفتاب بدان رشته می توان آویخت
۲
روان شدی و مرا از میان همچون مویبه آشکار ببستی و در نهان آویخت
۳
چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او رابه دست خود به گلو بسته ریسمان آویخت
۴
دلم چو رشته قندیل از آتش رخ خویشبسوختی و به محراب ابروان آویخت
صفحهٔ ۱ از ۲