خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجاست دل که غمت را نهان تواند داشتبه صبر کوشد و خود را بر آن تواند داشت
۲
به کام دشمنم از هجر و دوستی نه که اودلی به سوی من ناتوان تواند داشت
۳
کشید خصم تو تیغ و مرا شفیعی نهکه دست مصلحتی در میان تواند داشت
۴
ببرد دزد غم دل که یار خواب آلودچگونه پاس دل دوستان تواند داشت
صفحهٔ ۱ از ۳