خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا به سوی تو پیوند دوستی خام استبه آفتاب ز ذره چه جای پیغام است
۲
هزار جان مقدس شدند خاکسترهنوز پختن سودات از آدمی خام است
۳
بیار ساقی دریای می که جانم سوختز جاجه دل من گر چه دوزخ آشام است
۴
ازان چراغ که دلهای خلق می سوزدچراغها به سر کوی تو به هر شام است
صفحهٔ ۱ از ۲