شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ستگو به صحن دیده بازی کن که میدان یافته ست
۲
تا تو گوی چرخ بردی زان ز نخ چوگان چرخای بسا بازی که آن گوی ز نخدان یافته ست
۳
گرد بر گو در زنخدان گر دمی آرد خطتمشک زلفت را که بر هر سو پریشان یافته ست
۴
تشنه ای را با دهانت آشنایی ده که اوتا به لب چاه زنخ پر آب حیوان یافته ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth