خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچبه جز صراحی و مطرب مخواه تو هم هیچ
۲
بیار و باده نوشین روان بنوش که هستبه جنب جام می لعل ملکت جم هیچ
۳
مجوی هیچ که دنیا طفیل همت اوستکه پیش همت او هست ملک عالم هیچ
۴
غم است حاصلم از عمر و من بدین شادمکه گر چه هست غمم، نیست از غمم غم هیچ
صفحهٔ ۱ از ۳