خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم تا چه باد است این که از گلزار میآیدکزو بوی خوش گیسوی آن دلدار میآید
۲
بیا ساقی و پیش از مردنم می ده، که جان از تنبه استقبال خواهد شد که بوی یار میآید
۳
مگر بیدار شد بختم که آن رویی که در خوابمنبود امید، پیش دیده بیدار میآید
۴
ز باده خونبهای خویش مینوشم که باز از ویمرا در سینه غمهای کهن در کار میآید
صفحهٔ ۱ از ۲