خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارم در گلستان رفت و خارم پیش میآیدز خارا هم کنون بر من هزاران نیش میآید
۲
رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شددلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش میآید؟
۳
بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوستهنصیب جان مجروح من درویش میآید
۴
ز بیگانه نمینالم، مرا معلوم شد، ای مهکه غمهای جهان یکسر مرا از خویش میآید
صفحهٔ ۱ از ۲