خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا باز از طریق ساقی خود یاد میآیدغم دیرینه بازم در دل ناشاد میآید
۲
از این سو میرسد هجرش کشیده تیغ در کشتنوز آن سو بختم از بهر مبارکباد میآید
۳
بسوز، ای عاشق خسته که آن بیمهر میآیدبنال، ای بلبل مسکین که آن صیاد میآید
۴
فرو خوردن نمیآرم فغان زار خود پیششکه سگ چون دزد را دریافت در فریاد میآید
صفحهٔ ۱ از ۳