خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا هر شب زدیده خون دل غلتان فرود آیدچه پنداری شراب عاشقی آسان فرود آید؟
۲
دل و عقل، آنگهی عشق، این کجا باشد روا آخر؟که مرغ کعبه در بت خانه ویران فرود آید
۳
سحرگه خشک دیدی ز آه من، ای مرغ بستانهاشبانگه باش تا از چشم من باران فرود آید
۴
مرا گویند دل گرد آر، من بسیار بسی خواهمکه از دل یک دم آن بدعهد بی فرمان فرود آید
صفحهٔ ۱ از ۳