شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می‌گردددمادم در اشک من به خون ناب می‌گردد
۲
دمادم سجده می‌آرم من بیدل به هر ساعتخیال طاق ابروی توام محراب می‌گردد
۳
همی‌گردد خیال رویت اندر خانه چشمممثال ماهیی کاندر میان آب می‌گردد
۴
سر زلفت سرش بر باد خواهد داد می‌دانمکه رسوا می‌شود دزدی که در مهتاب می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth