شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوار چابک من باز عزم لشکری دارددل من پار برد، امسال با جان داوری دارد
۲
من اندر خاک میدانش لگدکوب ستم گشتمهنوز آن شهسوار من سر جولانگری دارد
۳
به هر لشکر که می آید ز من جان می برد، باریکه می گوید که این شیوه ز بهر دلبری دارد
۴
مسلمانان، نگه دارید بی چاره دل خود راکه تیرانداز من مست است و کیش کافری دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth