خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه روزه رسید و آفتابم روزه می داردچه سود از روزه کز گرمی جهانی را بیازارد
۲
به دندان روزه را رخنه کند، پس از لب شیرینلبالب رخنه های روزه زان شکر به بار آرد
۳
دهانش را که بوی مشک می آید گه روزهازان خط است کز پیراهن لب مشک می کارد
۴
به شب هم فرض شد بر عاشقان کوی او روزهکه هر کان روی چون مه دید شب را روز پندارد
صفحهٔ ۱ از ۲