شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر آن جادوی خونخواره نرگس در فسون آردبا آسوده را کز دست بیخوابی زبون آرد
۲
مرا باری برآمد جان ازین جان درون ماندهکسی باشد که دل بشکافد و او را برون آرد
۳
گله از باد می کردم که نارد زو به جز گردیبه دیده آرزومندم که آن دولت کنون آرد
۴
ز بس دلها که ماند آویخته در زلف مشکینشگهی زو بوی مشک آرد صبا، گه بوی خون آرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth