شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتدهمه شب تا سحر خار و خسک در بسترم افتد
۲
مرا هم چشم من کشته است و هست اینها همه از منکه لعلی دم به دم زین دیده پر گوهرم افتد
۳
ز گریه زیر دیوار تو هم غمناک و هم شادمغم آن کافتد و شادی آن کان بر سرم افتد
۴
چه سوزی هر دمم، یکباره سوز و هم به بادم دهکه ترسم شعله افتد هر کجا خاکسترم افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth