خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازدجهانی پیش او خود را غلام رایگان سازد
۲
خرامان می رود آن شوخ و در وی عالمی حیرانبزرگ آن صانعی کز آب آن سرو روان سازد
۳
بر ابرو خال دارد آن بت و جانم فدای اودر آن دم کو بسی دل طعمه زاغ و کمان سازد
۴
سر آن چشم گردم، چون به ناز و شیوه و شوخیگهی مستی نماید، گاه خود را ناتوان سازد
صفحهٔ ۱ از ۲