شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زمانی نیست کز دست تو جان من نمی‌سوزدکدامین سینه را کان غمزه پرفن نمی‌سوزد
۲
مگر ترکیب فانوس است، جانا، استخوان مندرون می‌سوزدم، چون شمع پیراهن نمی‌سوزد
۳
ز هجرم بر جگر داغی، ز عشقم هر نفس دردیمن از غم سوختم، جانا، دلت بر من نمی‌سوزد
۴
مگو چندین، کز این سوزاک بیهوده بکش دامنکه دل می‌سوزم و جان کسی دامن نمی‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth