خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه مستی خلق از ساغر و پیمانه میخیزدمرا دیوانگی زان نرگس مستانه میخیزد
۲
خوشم با آه گرم امشب، مده تشویشم، ای گریهکه خوش میسوزدم این آتشی کز خانه میخیزد
۳
همه شب با خیال، افسانههای درد خود گویممرا از جمله بیخوابی ازان افسانه میخیزد
۴
خیالش در دلم میگشت، پرسیدم، چه میجوییگیاه دوستی، گفتا، ازین ویرانه میخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳