خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم که ترا آخر دل خانه نمی یابدگفتا که پی گنجم ویرانه نمی یابد
۲
گفتم که بسوزم جان بر آتش روی توگفتا که چراغم را پروانه نمی یابد
۳
گفتم که به چشمم شین، یک گوشه دگر مردمگفتا من تنها را هم خانه نمی یابد
۴
گفتم که شوم محرم در مجلس خاص توگفتا که حریف ما دیوانه نمی یابد
صفحهٔ ۱ از ۲