خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسداحوال دل پر خون دلدار نمی پرسد
۲
می پرسم و می جویم در هر نفسی صد باراو در همه عمر خود یک بار نمی پرسد
۳
یار از سر یاریها با ما سخنی می گفتامسال به دشنامی چون پار نمی پرسد
۴
بیمار تب هجرم آن ماه طبیب مندردا که طبیب من بیمار نمی پرسد
صفحهٔ ۱ از ۲