خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۴۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماهی که به سوی خود صد دل نگران بینداز شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند
۲
گوید که نخوابم من، می میرم ازین حسرتکس را نبود خوابی، او خواب چسان بیند؟
۳
بیش است غم یعقوب از دیدن پیراهنکز حسرت آیینه در آینه دان بیند
۴
یاری که هوس دارد، منما رخ مردم کشبگذار که بیچاره یک چند جهان بیند
صفحهٔ ۱ از ۲