خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کودک نورسته که سیمین بدنی شدچون شست لب از شیر، چه شیرین دهنی شد؟
۲
بس غنچه دل را که کند چاک به هر سوآن گل که به نوروز جوانی چمنی شد
۳
آن یوسف جان بس که درین سینه در آمدگویم که تنم گرد تنش پیرهنی شد
۴
سلطان مرا عمر فزون باد به دولتکز دولت او خلعت عاشق کفنی شد
صفحهٔ ۱ از ۲